سفارش تبلیغ
صبا

جشنواره بانوان

ارسال‌کننده : سادات موسوی در : 86/4/20 3:0 صبح

به نام خدا
سلام
به مناسبت هفته زن ،جشنواره فرهنگی هنری بانوان در محل دائمی نمایشگاههای استان قم برگزار شده.
خانومای ساکن قم که در زمینه های فرهنگی و هنری فعال بودند و اثری برای ارائه یا حرفی برای گفتن دارند، تو این نمایشگاه شرکت کردند.
غرفه های زیادی با موضوعات مختلف از مراکز، موسسات حتی
NGO
ها .
کارهای هنری واقعا دیدنیه (صنایع دستی مثل معرق، نقاشی، خطاطی، عکاسی، سفال، تراش رو شیشه و ...)
غرفه های زیادی هم به فعالان فرهنگی اختصاص داده شده بود. مثل سازمان ملی جوانان، جامعه الزهرا، مرکز تخصصی مهدویت
NGO
هایی که کار فرهنگی میکردند و خانومای شاعر و نویسنده ای که مستقلا فعالیت میکردند و آثار زیادی ازشون منتشر شده بود.
هر کدوم از این مراکز غرفه ای دارند و تمام سعیشون بر این بوده که از فضای محدود غرفه برای معرفی کارهاشون بهترین استفاده رو بکنند.
اما...غرفه 34
این غرفه متعلق به دفتر توسعه وبلاگهای مذهبی _بخش خواهران ست.
روزی که دوست عزیزم خانوم گلدختر بهم این برنامه (حضور خانومای دفتر توسعه تو این جشنواره) رو خبر داد حسابی تو فکر افتادم که چه طوری میتونیم فعالیتهامون رو به مردم نشون بدیم اونم به بازدید کننده هایی که بیشترشون نمیدونن وبلاگ خوردنیه یا پوشیدنی؟!
جدا هم که کار سختی بود .خانومایی که توعرصه هنری فعال بودند خیلی راحت آثارشون رو تو معرض دید گذاشته بودند و با یه نگاه همه چیز دست مخاطب میومد اما کار ما خیلی سخت بود. بالاخره با همفکری هم و پشتکار زیاد خانوم گلدختر یه کارایی کردیم. وسایل ما: یه دستگاه کامپیوتر و یکی دوتا نوت بوک، دو سه تا پارچه نوشته و چند تا هم کاغذ و مقوا. از وبلاگهای مذهبی خانومای فعالی که با دفتر توسعه همکاری میکردند پرینت رنگی گرفتیم و به درو دیوار چسبوندیم. کامپیوترا رو هم رو میز گذاشتیم ودر کنارشون هم بروشورا و کارتهای معرفی دفتر رو چیدیم.
روز سه شنبه 12/4/86 با بریدن یه ربان سبز که جلوی در ورودی نمایشگاه بسته بودند کارمون شروع شد.
بیشتر بازدید کننده ها واسه دیدن نقاشی و این جور چیزا اومده بودند و انتظار ما رو نداشتند.
ما سعی میکردیم شکارچی باشیم و تو چهره هرکی که تمایلی میدیدیم براش از سیر تا پیاز وبلاگ نویسی و فعالیتهای خانومهای دفتر توسعه توضیح میدادیم. گاهگاهی هم که مشتریمون کم میشد تورمون رو واسه غرفه دارای دیگه پهن میکردیم و براشون توضیح میدادیم که علاوه بر وبلاگ شخصی چه جوری میتونن آثار فرهنگی هنریشون رو تو وبلاگ معرفی کنند تا همه دنیا بتونند اونارو ببینند.غرفه 34 یا مهد کودک !
حاشیه غرفه 34
این چند روزه بهونه خوبی بود که ماهم رابطه صمیمانه تری پیدا کنیم. البته جای خیلی ها خالی بود که مارو تنها گذاشتند اما پای ثابت غرفه خانوم مهدی جو و خانوم گلدختر بودند .یکی از خانومهای حزب الهی هم یه روز اومدند.یه دوست تازه هم پیدا کردم،یه دختر خوب:صاحب وبلاگ حنا دختری با مقنعه. من و پسرم هم معمولا شبها بودیم. خانوم ملا تبار هم با دوقلو هاش چند روز بودند و دیشب هم خانوم آقای سوزنبان اومدند.با وجود این سه تا وروجک گاهی اونجا شبیه مهد کودک شده بود تا غرفه!
یه حاصل خوب:

وقتی آدم اینهمه خانوم موفق تو عرصه های مختلف رو میبینه احساس غرور میکنه و اینجور کارا به نظرم باعث همدلی بیشتر میشه و البته این خانومها واسه دخترای جوون الگوی خوبی هستند.
تو هر غرفه ای حتی کارهای هنری هم حداقل یه اثر میبینی که مستقیما
ابراز ارادت
شده به ائمه اطهار علیهم السلام بخصوص خانوم فاطمه زهرا سلام الله علیها .
رهبر عزیزم امیدواریم با این کارمون تونسته باشیم گامی هر چند کوچیک به اتحاد ملی و انسجام اسلامی برداریم.

خلاصه خواهر خوبم!

تو این روزباقیمونده خوشحال میشیم شما رو اونجا زیارت کنیم، امیدواریم بانظرات و راهنماییهاتون تو نمایشگاههای بعدی پررنگتر حاضر بشیم.
ساعت کار نمایشگاه : 9 صبح تا 12 ظهر و 5 عصر تا 9 شب - ورود برای عموم آزاده
راستی چهار شنبه 5-7 اختتامیه ست
. خدانگهدار
  نجوا:مولاجان،هر روز چشم انتظار حضور توام،گرچه میدونم که نیامده ؛حاضری و آگاهی.دستمون رو بگیر و قبولمون کن.آمین




کلمات کلیدی :