سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

عاشقانه

صفحه خانگی پارسی یار درباره

بیاین از این بچه یاد بگیرین.

روز عاشورا می خواستیم بریم خونه سیدا.چون خیلی از فامیلاو دوستان ما ارادت خاصی به این مکان مقدس دارن و معجزات دیدن و شفاهایی که به لطف خدا و توسل به ائمه اطهار از این خونه گرفتن ،در این ایام علی الخصوص تاسوعاو عاشورا اونارو به این جا می کشونه ،از جاهای خیلی دور.

روز عاشورا می خواستیم بریم خونه سیدا.
به دخترم مائده(که10سالشه)گفتم:لباسهای نوتوبپوش،با این چکمه ها که تازه برات خریدم بیا،یه وقت یکی ببینه تمیز باشی.
چپ چپ نگام کرد و گفت:امام حسین(ع)و علی اصغر تواین روز شهید شدن اون وقت من تیپ بزنم؟مگه دارم می رم مهمونی یا عروسی؟مگه دیروز ندیدی بعضی ها گل به چادرشون مالیده بودن،مردم لباس سیاه می پوشن.
خودم خجالت کشیدم ،گفتم:راست می گی مامان .اونم چادر مشکی کشدارش رو سرش کردو با یه لباس ساده اومد...حرمت نگه داشت....

شب همون روز توی اخبار دیدیم که یه سری منافق از خدا بی خبر،لامذهب،حرام لقمه چه ها که نکردن و چه برنامه ها که همتون خوب می دونین.
دختر 10سالهی من شعورش از خیلی ها بیشتره.
به خود می بالم به داشتن چنین فرزندی.