سفارش تبلیغ
صبا

عاشقانه

صفحه خانگی پارسی یار درباره

آقا مهدی شوخ

یه روز سر راه اومده بود سد دز.بچه های زنجان آن موقع،آن جا آموزش می دیدند.
وقتی جمع شده بودند دورش،گفته بود:بچه ها،به نظرتون تو این موقعیت چی می چسبه؟؟؟همه با هم گفته بودند:((عملیات))...
مهدی زده بود زیر خنده و گفته بود:نه بابا 15روز مرخصی...
زین الدین یه آدم چند بعدی بود...توی جمع بچه ها ...بی ادعا،مظلوم،سربه زیر،شوخ...
توی عملیات و سر جای فرماندهیش،دقیق،قاطع وخونسرد...