سفارش تبلیغ
صبا

عاشقانه

صفحه خانگی پارسی یار درباره

پسرم

 بسم رب الشهدا

آن روز وقتی خیابان جلوی حرم سیاه پوش شده بود از مردمی که آمده بودند…

برای تشییع جنازه …

توانستم برایشان حرف بزنم و بگویم…

که اگر…

به اندازه رگ های بدنم فرزند داشتم…

باز هم حاضر بودو در راه اسلام آن ها را فدا کنم…http://harimeyas.parsiblog.com/-330427.htm

 از زبان مادر شهید زین الدین